وقتی روز به‌ روز بزرگتر می‌شوی

روایت رشد من

FINALLY FOUND IT

/ بازدید : ۱۰۲

همیشه از این می‌گفتم که برخلاف برخی از افراد عشقِ خاصی به رشته و شغلی ندارم. هنوزم شاید درمورد کلمه عشق، نظرم همون باشه! ولی خب الآن  بیشتر از هر وقتی می‌دونم که دلم چی می‌خواد بخونم کل عمرم:  فلسفه.

FINALLY FOUND IT

البته در واقعیت روان‌شناسی می‌خونم! چون علاقه‌مندیِ شماره‌ی دوم منه و البته آینده‌ی شغلی بهتری داره نسبت به فلسفه.

نویسنده : فاطمه .ح ۱۱ لایک:) | ۰ دیس لایک:(
ع. آزاد
۱۸ مرداد ۰۲:۲۶

اپیکتتوس فقیر و بدبخت بود.

سقراط وضع خوبی نداشت.

اسپینوزا واقعا فقیر و بدبخت بود (لنز می‌تراشید).

شوپنهاور در سال‌های اوج فکری فقیر بود، 

کامو وضع آنچنانی نداشت، اوایل بدبخت بود، و بعدا هم گمونم مواجب بگیر ماند.

قطعا افراد دیگه هم هستند. 

پاسخ :
می‌دونم ولی خیلی سخته. اگه نتونم از خانواده مستقل شم، اوضاع جالبی رخ نمی‌ده. کلا استقلال مالی می‌تونه آزادی آزادی عمل بیشتری ایجاد کنه. البته اینا بهونه‌ست ها:)) برای همین هم می‌گم هنوز عاشق نیستم. 
تلنگر خوبی بود، ممنون 😄
عرفان ...
۱۸ مرداد ۰۲:۴۵

منکه تو انتخاب رشته سردرگمم🤔

پاسخ :
از وبلاگت که مشخصه به چه حوزه‌ای علاقه‌مندی. 
احسان شریعتی
۱۸ مرداد ۰۶:۲۶

هر کدام را می‌خونی خوب بخون، برای متخصص واقعی توی هر رشته‌ای هم کار هست و هم پول

پاسخ :
درسته ^_^
علی رضا
۱۸ مرداد ۱۲:۵۶

کاملا بهت هم میخوره در دل فلسفه به پیش بری. :دی

پاسخ :
:))
مهدی صالح پور
۱۹ مرداد ۱۲:۱۳

کار خوبی می کنی

پاسخ :
^_^
Vincent Valantine
۱۹ مرداد ۱۳:۴۶

امیدوارم توی مسیر پیش روی زندگیت موفق باشی:)

پاسخ :
مرسی! تو هم همینطور!
Amer
۳۰ مرداد ۰۲:۱۱

من خیلی آدم باسواد و باهوشی نیستم. و خیلی هم اهل مطالعه نبودم. و آشنایی زیادی هم با فلسفه نداشتم. اما بر حسب نیاز و بخاطر همون دغدغه‌ی رشدی که ازش حرف می‌زنی تو یه کارگاهی ثبت‌نام کردم که اعتراف می‌کنم، فریب شعار دوره‌ش رو خوردم. "عمیق فکر کن، ساده باش". حقیقتا جلسات اول داغونم کرد... انگار ویرانت کنن از نو بسازن. البته قبلش حتما باید اندوخته‌ای داشته باشی و قبلش به صورت شخصی به این مسائل فکر کرده باشی، چون حجم مسائلی که مطرح میشه اینقدر زیاده که یا قیدش رو می‌زنی و یا بی‌چون‌وچرا می‌پذیریشون. اینقدر این فرآیند پوست‌اندازی دردناک هست که شاید روزی هزاران مرتبه به خودت ناسزا بگی و از همه‌ی زندگیت بیافتی، که واقعا من این رو می‌خواستم؟ ولی انتهای مسیر... و آشنا شدن با این‌همه اندیشه و انسان بزرگ، معرکه است... می‌ارزه به هر چه که براش هزینه می‌کنیم :)

اینارو نگفتم که تعریف اون دوره رو بکنم :)) فقط خواستم سیر آشناییم با فلسفه و حسی که ازش گرفتم رو بیان کنم. این شنبه‌ای که داره میاد، کارگاه "جادوی خرد"مون شروع میشه و واقعا ذوقش رو دارم ؛)

پاسخ :
سلام، چقدر فوق‌العاده‌! اگه من برم به این دوره، فکر نکنم اینقدر جا بخورم، چون خوشبختانه و یا متاسفانه تو اوج بلوغ از جاهای دیگری این سؤالات برام پیش اومد. یه فروم فلسفه بود یادمه. هر چیزی زیرسؤال می‌رفت و مدافعین و مخالفین درموردش حرف می‌زدن. خیلی از باورها  ازو اعتقاداتم رفت زیر سؤال و از همون موقع دارم دنبال جواب‌ها و ترجیحاتم می‌گردم. بعضیاشون برام واضح‌تر شده و بعضیا همون‌قدر گنگه.
از اون موقع بیشتر کنکاش می‌کنم که ببینم کدوم جواب رو باید انتخاب کنم و جواب خوذم به این مسائل چیه؟ درواقع نه رهاش کردم و نه کامل عقاید رو پذیرفتم، یک چیز شناوری بین این دو تا که عمدتاً هم آزاردهنده‌ست، این چیزی که تو می‌گی هم واقعاً هیجان‌انگیز بنظر می‌رسه، امیدوارم دوره‌های بعدی هم خوب باشن!
Amer
۳۰ مرداد ۱۶:۳۶

واقعا در هوش و فهمت هیچ شکی نیست، البته با توجه به سنت دارم می‌گم. چون ما هم سن شما بودیم همچنان داشتیم تو کوچه خیابون برای خودمون فوتبال بازی می کردیم :)) بلوغی در کار نبود! البته الآنشم اوضاع فرقی نکرده ولی خب چون ۳۰ سالمونه انتظار میره یه چیزایی رو بفهمیم :))

هوم منم امیدوارم😊

پاسخ :
آه مرسی، حقیقتش فکر می‌کنم بخشی از نسل جدید کلا این‌مدلین. امکانات جدید تو زندگی و این سن خیلی تأثیر داره. همین اینترنت مثلاً. یا کتاب.

💚
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
فاطمه‌ام؛
یک دهه هشتادی، وگن و گیلانی.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان