وقتی روز به‌ روز بزرگتر می‌شوی

روایت رشد من

وقتی به غلط کردن می افتم.

/ بازدید : ۱۳۱

نمیخوام حرفهایی که از فلانی شنیدم رو باور کنم. 

تهِ صداش یه بغض خاصی داشت و وقتی اینو احساس کردم، بحث کردنمو به انتها رسوندمو اجازه دادم فقط خودش حرف بزنه. داشتم فکر میکردم کاش از همون اولش که داشت اونطوری حرف میزد، با یه جمله بحثو کِش نمی اوردم که حالا به همچین غلط کردنی بیوفتم و نتونم جمله های آخرش رو تو ذهنم فرو کنم.  

نویسنده : فاطمه .ح ۳ لایک:) | ۱ دیس لایک:(
romina
۲۰ مهر ۲۳:۴۸
سلام
پاسخ :
سلام. تبلیغ کردن با کلمه ی سلام رو ندیده بودم!
مجتبی مطوری
۲۰ مهر ۲۳:۵۱
خب مشکل رو فرآموش کن(:
یا اگ ازت ناراحت شده واسش یـگل بخر و بفرست واسش برای معذرت خواهی(:
پاسخ :
نه کلا این چیزی که من دارم میگم با این حرفا فرق داره ، خیلی بزرگتر از این چیزهاست. 
به هر حال ممنونم از فیدبک خوبت :)
Mr. Moradi
۲۰ مهر ۲۳:۵۳
نمیدونم چرا داره به تعدادِ مبهم‌نویسینِ بلاگستان اضافه میشه!!
ان شالله هرچی که هست به خیر بگذره ...
پاسخ :
حالا یه پست مبهم گذاشتما :)
واقعا واقعا امیدوارم، امیدوارم، امیدوارم ...
مینا بهین
۲۱ مهر ۰۰:۰۱
من گاهی این حس بم دست میده چرا که تهش خوابم میگیره،نمیتونم بقیه حرفش رو دقیق بشنوم :))
پاسخ :
من شنیدم فقط نمیخوام واقعی باشه :) برای همین باور کردنش سخته. 
فِ. شین.
۲۱ مهر ۰۰:۲۲
مبهم بود، هرچی هست امیدوارم به خوبی تموم شه (:
پاسخ :
تشکر. 
علی ف.
۲۱ مهر ۰۰:۴۲
به خیر بگذره ... :)/
پاسخ :
امیدوارم (:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
فاطمه‌ام؛
یک دهه هشتادی، سمپادی، وگن، INTP و گیلانی.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان