وقتی روز به‌ روز بزرگتر می‌شوی

روایت رشد من

آخی و کوفت.

/ بازدید : ۳۷۸

حقیقتش خیلی وقت‌ها با خودم میگویم کاش وقتی کار خوبی انجام می‌دهم یا از چیز خوبی حرف می‌زنم، بقیه لال شوند. منظورم از لال یعنی کسی که توانایی حرف زدن ندارد، دقیقاً همین!

خیلی وقت‌ها کارِ خوبی که انجام می‌دهم یا اگر برای کسی دلسوزی می‌کنم، کمکی-چیزی، حرف خوبی یا هر چیزی در این مایه‌ها که انجام می‌دهم، یکی دو نفر پیدا می‌شوند که با جوری نگاهم کنند که آخی، چه مهربان/آخی، چه ساده و دلسوز/آخی چه بامحبت/آخی، چه همکلاسی خوبی/ ... و الی‌آخر. 

حالم از تحسین شدن در این مواقع به هم می‌خورد. چهارشنبه هم که از طرف مدرسه کل روز را پارک بودیم و ایران داشت از میله‌ها می‌افتاد و من از بین بقیه‌ای که داشتند نگاه می‌کردند، رفتم سراغش و کمرش را گرفتم که نخورد به میله و او با کمرش خورد به دستم و دستم خورد به میله و بدجور کبود شد و هنوز هم درد می‌کند، هم‌چین حسی داشتم!

انگار یک کسی از بین آن هشت-ده نفر می‌گفت آخی، چه مهربان، چه بامحبت، چه همکلاسی خوبی هستی که از بین همهٔ ما ریلکس‌ها آن کار را کردی، چه ساده و دلسوز...

 

+خوب توضیح ندادم، حق می‌دهم اگر حسم را کامل متوجه نشوید.

نویسنده : فاطمه .ح ۶ لایک:) | ۰ دیس لایک:(
Mr. Moradi
۲۸ ارديبهشت ۱۸:۰۰
متوجه شدم. منم از این قبیل تحسین‌ها متنفرم. 
پاسخ :
اوهوم >_< چه بد که تحربه داشتی 
Maryam
۲۸ ارديبهشت ۱۸:۰۷
سلام 
اتفاقأ خوب توضیح دادین 
من هم همچین حسی رو تجربه کردم منم هر کاری می کنم میگن آخی چه با محبتی یا چه مهربووووووووونی 
من حتی مورد ترحم هم قرار گرفتم تعریف کردنه بهتر از دریافت انرژی چشمای بادومی شده و پچ پچ هاست 
خدا کنه همچین حسی رو تجربه نکنی 
پاسخ :
سلام. آره خیلی بدم میاد که بعضیها اینجوری تحسین میکنن. 
اتفاقا یه مدت افتاده بودم رو دور کمک نکردن که ازین انرژیها دریافت نکنم !
یک آشنا
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۰۶
نمیشود بقیه را خاموش کرد اما می شود اهمیت نداد
منظورمو که متوجه میشی
پاسخ :
بله. میفهمم. 
Vincent Valantine
۲۸ ارديبهشت ۲۰:۱۱
این مثال‎ها که برای من طبیعی شده
مورد بوده گفتم :
+جنوبیم 
گفتن 
-آخی
+برق دوست دارم 
-آخی
+هوا چقدر خوبه
-آخی
+هوا چقدر بده
-آخی
...
پاسخ :
نزدیشون ?? :///
the_ emperor
۲۹ ارديبهشت ۱۱:۵۵
من ازونایی ام ک میگن آخی :دی 
پاسخ :
حتی توانایی چک زدن هم دارم الان :)))))))))
Vincent Valantine
۲۹ ارديبهشت ۱۶:۵۲
خب خانومای فامیل یا دوستان مادرم هستند ... 
پاسخ :
اه اه -.- یه روز همه این آدما رو نابود میکنم :)))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
فاطمه‌ام؛
یک دهه هشتادی، وگن و گیلانی.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان