وقتی روزبه‌روز بزرگتر می‌شوی

وقتی روزبه‌روز بزرگتر می‌شوی

مشکل بزرگ شدن نیست؛
مشکل فراموش کردنه

آخرین مطالب




Anki و فعالیت های من

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۸ ق.ظ

من حدوداً دو-سه هفته‌ای هست که از نرم‌افزار Anki استفاده می‌کنم. عامل آشنایی من با این نرم‌افزار یکی از اعضای گروه زبانی بود که چند ماه پیش در آن عضو شدم. آنکی در حقیقت نرم‌افزاری است که به بهتر به خاطر سپردن چیزها (هر چیزی که بشود در قالب فلش‌کارت‌ها پیاده‌سازی‌اش کرد!) کمک می‌کند. تا جایی که من در جست‌وجوهایم در وب‌سایت‌های فارسی‌زبان فهمیده‌ام، این نرم‌افزار عمدتاً برای یادگیری کلمات زبان انگلیسی و به‌طورکلی تقویت مهارت‌های انگلیسی در ایران شناخته‌شده است. در حقیقت تبلیغات بیشتر روی این مسئله مانور می‌دهند.

آنکی از روش Flashcard space repetition برای انتقال داده‌های در حالِ یادگیریِ شما از حافظه‌ی کوتاه‌مدت به حافظه‌ی بلندمدت استفاده می‌کند؛ روش علمی‌ای که جعبه ی لایتنر بر اساس آن ساخته‌شده.

به‌طورکلی آنکی فضایی را در دسترس شما قرار می‌دهد که بتوانید بر اساس این روش، به‌سادگی و با مرورهای از پیش تعیین‌شده‌ی نرم‌افزار درصد بازیابی اطلاعات را افزایش و یادگیری را عمیق‌تر کنید. این و این  دوتا از مطالبی هستند که تقریباً استفاده از این نرم‌افزار را آموزش داده‌اند. اما به نظر من بهترین منبع سایت خود آنکی و راهنمایی‌هایشان برای ایجاد فلش کارت‌های مختلف است https://apps.ankiweb.net/docs/manual.html#the-basics

فلش کارت‌ها با روش‌های متفاوتی ساخته می‌شوند و من فعلاً از دو نوع جاخالی و پایه استفاده کرده‌ام. 

در کارت‌های جاخالی یا (Close)که معمولاً برای یادگیری لغات در زمینه/context استفاده می‌شود، شما به‌جای کلمه یا عبارت موردنظر، معنی یا توضیح آن را در جمله می‌بینید.

در کارت‌های نوعِ پایه، کارت شما پشت‌ورو دارد. کلمه یا عبارت موردنظر را در بخش رو، و معنی و مفهوم/پاسخ در پشت کارت نوشته می‌شود.

 

فکر کنم این آشنایی کلی مقدمه‌ی خوبی برای حرف زدن درباره‌ی "کارهایی که خودم با آنکی انجام می‌دهم" باشد (اگر هم نبود، پذیرای پرسش‌ها هستم :)) ) 

فعلاً 4 دسته در آنکی درست کرده‌ام که دوتایشان کمتر از یک روز و بقیه چند هفته عمر دارند؛ اسکرین شات1

 

دسته‌ی اول(Deutsch) برمی‌گردد به زبان آلمانی که جسته‌وگریخته یک‌چیزهایی از آن می‌خوانم و افسوس می‌خورم که چرا از همان اول تابستان درست پیگیری‌اش نکردم. این دسته فعلاً فلش کارت‌های زیادی را شامل نمی‌شود. همه‌ی کارت‌های این دسته با روش جاخالی ساخته‌شده‌اند. تا الآن برای این دسته دو برچسب زده‌ام؛ deutschkurse و chats 

 

دسته‌ی دوم(English) مربوط به واژگانِ زبان انگلیسی است که یک‌تنه از جمعِ تعداد کارت‌های دیگر دسته‌ها سه چهار برابر فلش کارت بیشتر دارد و روزانه میانگین 15-20 فلش کارت به آن اضافه می‌کنم. اکثریت کارت‌های این دسته با روش جاخالی ساخته‌شده‌اند. تا الآن برای این دسته دو برچسب زده‌ام؛ News (برمی‌گردد به یک ماجرایی مربوط به اخبار انگلیسی در تلگرام و گروه‌ها که واژه‌های هر شب آن کلاس را ثبت کردم) و High2 (سطح الآنم در کانون زبان

یک برچسب دیگر به اسم School هم به این دسته اضافه می‌شود که نتیجه پیش‌خوانی‌های کتاب انگلیسی سال دهم انسانی توسط من است.

 

دسته‌ی سوم (العربی) فعلاً هیچ کارت یا برچسبی ندارد. برچسب school روی همه‌ی کارت‌های این دسته هم خورده می‌شود؛ نتیجه‌ی پیش‌خوانی‌های کتاب عربی دهم انسانی توسط من(

 

دسته‌ی چهارم (واژگان فارسی) دیشب و امروز صبح تصمیم گرفتم هر وقت کتابی خواندم و واژه‌ی جدیدی را از آن کتاب یاد گرفتم، آن را در این دسته ذخیره کنم. دیشب سراغ یکی از کتاب‌هایی رفتم که زمان خواندنش بابت هجوم واژه‌های جدید، پدری از من درآمد که نگو و نپرس! کتاب 1984 جورج اورول را باز کردم و پایان هر فصل که محل یادداشت‌برداری‌هایم از واژگان تازه بود را مرور کرده و تا فصل 5 تقریباً واژه‌های جدید یا آن‌هایی که کمتر می‌بینم را به دسته‌ی چهارم اضافه کردم؛ برچسب books.

برچسب school هم که...:))

 

 

+به آقای مرادی که برای اولین Story اینستاگرامم نظری داده بود و بحث کم‌کاری وبلاگ پیش آمد گفته بودم که به بهانه‌ی یک‌چیز خیلی پروپیمان و درست مطلب تازه‌ای می‌نویسم که حتی در مسائل درسی هم کمکت می‌کند! و خب واقعاً به این باور دارم که امسال قرار است با این حافظه‌ی ایراددار و برنامه‌ریزی‌ام برای نرم‌افزار آنکی در "رشته‌ی انسانی" (انتخاب شد و تمام!) که می‌گویند محل کتابخورها است (چیزی که حتی وقتی خواستم هم نتوانستم باشم)، موفق شوم.


++انصافا این آنکی بالاییه که نمی‌دونم مالِ کیه، جذاب نیست؟ :))

نظرات  (۱۲)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۵۷ میم جیم ‌‌
سلام...
انتظار همه‌چیز رو داشتم، اما اون فلش کارت‌های فارسی‌ت من رو ذوق زده کرد واقعن و خوش‌حال شدم اصلن. خیلی تصوری که ازت داشتم اصن ترقی کرد :)) بالاتر برفتی!
پاسخ:
سلام، مرسی پس:))
آوه راستی یادم رفت بگم که اغلب کارتهای فارسی رو با روش پایه درست میکنم. و برای معنای واژه ها معمولاً واژه یابد میاد سراغم. 
۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۵۸ میم جیم ‌‌
چه‌قدرم از اون برچسب خودمربی‌گری‌ت خوش‌م می‌آد! بی‌نظیره.
پاسخ:
ممونم ولی فقط دو تا پست داره:/ زیاد میکنمش
۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۲ میم جیم ‌‌
خانوم اجازه...
من این روش پایه رو نفهمیدم. این‌طوری که یه طرف سوال باشه، یه طرف جواب؟؟؟ روش جا خالی‌م که معلومه! روش‌های دیگه‌ای هم هست؟!
پاسخ:
سلام مجدد :)) آره دقیقا. طرف "رو"ی کارت رو مثلا می‌نویسم "متیقن" و طرف "پشت"ش رو معنیشو از واژه یاب: به‌یقین‌دانسته‌شده؛ بی‌گمان‌دانسته؛ محقَّق.
آری، روش‌های دیگه‌ای هم هست که هنوز همه رو بلد نیستم ولی یه دونه‌ش خیلی جالب بنظر می‌رسه و صرفا هم برای یادگیری لغاتِ یک زبانِ جدیده. اسمش کارت سه طرفه‌ست فکر کنم. اون اولین پیوندی که رو اسم آنکی/خط اول پست زدم رو بازکن. تو اون خونده بودم درباره‌ش اما هنوز استفاده‌ش نکردم.
در حقیقت ورژن آنکی من اونی نیست که تو سایت اصلی خودش گذاشته شده. گذاشتم برای دانلود که نسخه اصلی رو بگیرم و همه آپشن ها رو ببینم و اسماشونو درست بفهمم. اگه می‌خوای دانلود کنی، از سایت خودش انجام بده.
اولش زیاد نفهمیدمش، ولی الان خیلی باحال شده :دی
روش جاخالی برای زیست میتونه کاربرد داشته باشه برام. برای بعضی جملات انگلیسی - از نظر یادگیریِ املایی - هم میتونه مفید باشه :))
همیشه از ابزارهای ساده و کاربردی خوشم می‌اومد. این هم خیلی ساده‌ست و هم میتونه خیلی کاربردی باشه.
مرسی بابت معرفی :)
+ نمیدونستم اولین Story ـت بوده :دی
پاسخ:
سعی کن همه‌ی کلمات انگلیسی کتابتون رو با این روش جاخالی یادبگیری. درس به درس وارد کن. حتی قبل از درس، درس جدید رو وارد کن و بخون که از قبل تو ذهنت مرور بشه کمی، اینا همه بعد از مدتی به طور جدی ثبت می‌شه. البته با وقت گذاشتن برای مرور.

آره بود:))
۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۶ Vincent Valantine
سلام
تبریک می‌گم بابت انتخاب رشته‌ات، می‌شه گفت که خیالم راحت بود هرچی انتخاب کنی با دید باز انتخاب کردی و امیدوارم توی مسیر زندگیت موفّق باشی :)
سپاسگزارم بابت معرفی Anki د:
پاسخ:
سلام. مرسی، عجب تعریفی :))

خواهش می‌کنم.
شدیدا به همچین چیزی نیاز داشتم (: ممنون ((:
پاسخ:
همه نیاز دارند بنظر من:)) خواهش میکنم.
کتاب درسی که انصافاً چیزی نداره. از لحاظ تعداد کلمات، دهم که برای من سخت نبود یاد گرفتنشون. من کتاب داستان و این‌جور چیزا میگیرم انگلیسی، هر پاراگرافش پنج‌تا کلمه نامفهوم داره برام و نیاز مبرم داره به مرور :))) اینجاس که این نرم افزار میتونه به‌درد بخوره. البته حیف که من سیستم ندارم و لپ‌تاپ داداشم همیشه دستم نیست. ولی بازم به‌درد میخوره. ممنون.
پاسخ:
موضوع این نیست که چیزی سخت هست یا نه... موضوع انتقال دادن داده ها به حافظه بلند مدته. خیلی از کلمات زبان در حد متوسطن اما بعد از یادگیری، بخاطر کمبود مرور در ذهن کمرنگ میشن و از آون جایی که ما اصن برنمیگردیم آون کتابهای قدیمی رو بخونیم، اطلاعات مدرسه رو مقطعی یاد میگیریم معمولا. من دیگر نمیخوام ابن اتفاق بیوفته. این اتفاق یعنی هدر دادن تک تک وقت و انرژی ای که روی مواد درسیم گذاشتیم. من اعتراف میکنم که نصف چیزهایی که این 9 سال آموزش به من یاد داده رو یادم رفته و وقتم تلف شده/کردم
باز دوباره ازین کارا که مختص خرخوناست! :|‌ لا اله الاالله...
پاسخ:
ای بابا، ای بابا:))) شما غیردرسی استفاده کن اصن:)))با این شعر هم میشه حفظ کردا:))

من با کل این ایده مخالفم به نظرم کلا حفظ کردن چیزی، هیچ معنی ای نداره جز اینکه بخوای به زور چیزی رو تو ذهنت فرو کنی، که متاسفانه کل آموزش پرورش ما بر این ایده می‌چرخه، یکم به اطرافتون نگاه کنید، به علم هایی که میشه یاد گرفت، ببینید تو کدومشون با حفظ کردن میشه کاری پیش برد؟
به فرض مثال همین زبان انگلیسی، آیا بهتر نیست که با تمرین و تکرار بتونید کلمه یا جمله‌ای رو ملکه‌ی دهنتون کنین، چون همون طوری که به احتمال زیاد میدونید، انگلیسی به فرض مثال بیشتر از این که بدونید که معنی یک کلمه چیه، باید بدونید که معنی جمله چیه، همون جور که یک بچه یا یک به اصطلاح نیتیو یاد می‌گیره چطور صحبت کنه،

 پس در این نمونه کوچیکمون نتیجه میگیریم که علوم واقعی و کاربردی پیچیده تر از این حرفاان و به اصطلاح شامل مهارت های ترکیبی هستند، 

در آخر باید با این نسبتا نصیحت کلاممو تموم کنم، که سعی کنید مثله برنده ها ارزش کذاری کنید

به نظرم این نرم افزار هم فقط ابزاریه که شما تو اشتباهتون عمیق تر بشید.

در هر صورت آرزوی موفقیت دارم
غ
پاسخ:
سلام.
 این برنامه مثل خیلی از موارد به عنوان یک وسیله یا ابزاری در اختیار بشر قرار گرفته و اینکه هرکسی ازش چطور استفاده کنه، برمی‌گرده به خودش.
 وظیفه‌ی این اپلیکیشن هم انتقال اطلاعات کاربر به حافظه‌ی بلتدمدت و تثبیت یادگیریه که داره به بهترین روش ممکن با استفاده از روش‌های علمی و با صرف مقدار کمی وقت و انرژی که مولفه‌های مهم دنیای امروز هستن، اون‌ها رو انجام می‌ده. 
اما اینجا یک‌چیزی پیش‌میاد: یکی عین من با واقعیات سیستم‌آموزشی کنار میاد و با مطالعه کتب سال آینده‌ش (که عموما هم درس‌های حفظی با دایره‌ی واژگان بالا هستن) بعد از یادگیری هر درس و تجربه یک واژه در کتاب‌درسی یا خوندن کتاب‌غیردرسی، واژه رو در برنامه ثبت‌میکنه چون خوشبختانه یا متاسفانه حافظه‌ی خیلی قوی‌ای نداره، می‌خواد از وقتش درست استفاده کنه و می‌دونه که برای موفق‌شدن در مثلا درس عربی نیازمند قواعد قوی و به‌یادآوری کلمات هست. یعنی در خلال یادگیری به دنبال تثبیت واژه‌ها در ذهنشه تا بخاطر سیستم‌آموزشی غلط حاکم، مقطعی و سرسری همه چیز رو یادنگیره.
بعدش یه‌کسی عین شما میاد و با تکرار صدباره‌ی اینکه سیستم‌آموزشی غلط هست ( که این ربطی به این نرم‌افزار و پستِ من نداره چون این نرم‌افزار فقط برای چیزهای درسی و مدرسه‌ای قابلیت استفاده نداره و اگه کمی عمیق نگاه کنیم، بسیار بالاتر از اینهاست) ، بدون‌توجه به اینکه این نرم‌افزار چقدر اون چیزهایی رو که براش هدف‌گذاری شده (تثبیت اطلاعات در ذهن افراد و آسان‌کردن به‌یادآوری) برای کاربرهاش دست یافتنی کرده و بدون دانستن روش دقیق کار نویسنده‌ی مطلب، اعلام میکنه که با "کل این ایده" مخالفه. این بنظرم ساده‌ترین مثال از روش مختلف افراد در برخورد با اتفاق‌ها (که آشنایی با یه اپلیکیشن هم می‌تونه جزوشون باشه) هست. بهتره قبل از اینکه "مهارت‌های ترکیبی" رو به من گوشزد کنین، بدونین که آیا من از این مهارت‌ها در کنار هم استفاده می‌کنم یا نه.


درباره‌ی بخش دیگه‌ی حرف‌هاتون؛ اینکه "به علمایی که میشه یادگرفت( کدوم علمو نمیشه یادگرفت؟ منظورتونو نفهمیدم) نگاه کنید و ببینید تو کدومتون با حفظ کردن میشه کاری کرد؟ "
 باید خدمتتون عرض کنم که در هیچ علمی با صرفا حفظ کردن نمیشه کاری کرد اما با یادگرفتن، تمرین کردن، ثبت اطلاعات و مرور اون اطلاعات یادگرفته شده می‌شه خیلی کارها کرد! 
در حقیقت ذهن ما قابلیت این رو نداره که فقط با یکبار یادگرفتن و بعد کنار گذاشتن اون اطلاعات، بتونه بعد از مثلا ده ماه همان اطلاعات یادگرفته شده رو همون‌قدر دقیق بازیابی کنه از حافظه. (درحالی‌که تو جوامع امروز ما نیاز داریم از ذهنمون درست و کارآمد بهره‌وری کنیم.) از طرفی شما هرجای دنیا هم درس بخونی، حجم اطلاعات دریافتی‌ات بالا هست و نیاز داری که حافظه‌ت رو در به‌یادآوری اطلاعات قوی کنی. آنوقت تو این مرحله بسیاری از افراد می‌چسبن به روشهایِ قدیمی و تمرین‌های هزارباره‌ای که معمولا وقت و انرژی زیادی میگیره و همیشه هم براش وقت کافی وجود نداره. مثلا دانشجوی پزشکی‌ای رو تصور کنید که باید همیشه به‌روز باشه و این یعنی حجم بالایی از داده‌ها و دروس دانشگاهیش. آنوقت این آدم اگه بخواد در طول روز وقت و انرژی زیادی برای تمرین و دوره همه‌ی اطلاعات که قبلا درمقاطع مختلف یادگرفته و احتمال فراموشی‌شون بالا هست رو با روش‌های سنتی دوره کنه، کلی وقتش تلف میشه و گاها باید ساعات بسیاری در روز درس بخونه که عموما میبینیم به این دلایل خیلی ها دوره نمیکنن و برای همین هم اینقدر نحوه‌ی درس‌خوندنمون ایراددار می‌شه.
یه مثالی که میتونم براتون بزنم، کسانی هستن که کنکور میخونن(البته شما که با کل ایده‌ی سیستم آموزشی و احتمالا نحوه‌ی برگزاری و اهداف کنکور مخالفید) 
این دوستان سال آخر باید کلی وقت روی دوره‌ی اطلاعات سال‌های قبلشون بذارن و به طور واضح خیلی هاشون سااااعت ها درس میخونن که همین بنظرم بخاطر نواقصِ پی‌گیری‌کردن روش‌های سنتی یادگیری و به قولی، مقطعی یادگرفتن هست. اگه هر کدوم از این دانش آموزها سال‌های قبل با استفاده از تکنولوژی و روشها نو و علمی، داده هایی رو که در کلاس‌های مختلف آموخته‌بودن در ذهنشان تثبیت میکردن و احتمال فراموشی رو کاهش می‌دادن، تا الان کلی از اطلاعات از ذهنشان پاک نشده بود و نیازی به ده-دوازده ساعت درس‌خوندن نداشتن.
 اما میدونید راه حل مشاورهای مدارس و این سیستم‌آموزشیِ غلط چیه؟ اونا نمیگن روش ثبت اطلاعات رو عوض کنید و یادگیری رو عمیق کنید بلکه به بچه ها میگن از سه سال قبل کنکور یعنی دهم شروع کنن به خر زدن برای کنکور با کلی کلاس و استرس با همون روش‌های سنتی! این یعنی تلف‌کردن حجم بالایی از وقت و انرژی. بنظر من ایده‌ی کلی شما برای یادگیری هم سنتی و کلی وقت تلف کردنه.

در ضمن اینکه به نظر شما حفظ‌کردن هرچیزی بی‌معنی هست، این رو به من انتقال میده که شما وظیفه‌ی "حافظه" در ذهن و کاراییش رو کلا نادیده میگیرید.

پ.ن1: درباره ی اون بخش حرفتون که به یادگیری کلمات انگلیسی برمی‌گشت: اطلاعات ناقص شما درباره‌ی روشِ‌ یادگیری با این نرم‌افزار باعث شده که واقعیت رو نبینین. این روشی که شما ازش حرف میزنی همان یادگیری در کانتکست یا زمینه هست که با روش جاخالی این  نرم‌افزار و با مطالعه پیش از ثبت واژه (این دیگه برمی‌گرده به خودِ فرد که درست انجام بده) دقیقا همون‌طور که خودتون گفتید اجرایی بشه. با این تفاوت که شما با یک بار ثبت واژه، می‌تونید بارها و بارها براساس روش تکرار جعبه‌ی لایتنر اطلاعات رو مرور کنید و حتی اگه دو ماه بعد از یادگیریش دیگه به کتابتون سری نزنید، خود برنامه براساس برنامه‌ریزی‌هاش دوره رو ادامه می‌ده. یعنی با اینکه اگه شما روش سنتی رو انتخاب می‌کردید، شانس فراموش شدنتون بالا می‌رفت حالا با این نرم‌افزار بسیار پایین میاد چون حتی بدون سر زدن به منبعتون، اون داده‌ای که قرار بود ثبت کنید روی دوره‌ی مرور براتون می‌افته و این نتیجه‌ی درست استفاده کردن از تکنولوژی و یک برنامه‌ی کارآمد هست.

پ.ن2: قصد من از معرفی این برنامه عرضه‌ی تفکر "کورکورانه حفظ کردن" نبوده اما از خیلی از جملاتتون بنظر میرسد که یه همچین برداشتی داشتید که خواستم بگم اگر اینطور درباره‌م فکر کردید، از طرف من کاملا تکذیب می‌شه.

ممنون از کامنتتون، اگر شبه‌ی دیگری هست هم بگید که رفع بشه.
آره متوجه شدم :) 
ممنون.
پاسخ:
خواهش می‌کنم، موفق باشی.
۰۱ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۷ تنها همدم ماه
سلام خوبی فاطمه
من زبانم افتضاحه :دی
حتما از این نرم افزار استفاده میکنم ممنون بابت پیشنهاد ارزندت .
راستی رشته ی تحصیلی که انتخاب کردی انسانیه ؟
پاسخ:
سلام. مرسی.
خواهش می‌کنم.
بله.
خیلی جالب بود
پاسخ:
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">